شما اینجا هستید
گفتگو » موانع گفتگوی مذهبی در ایران


چکیده

در عصر حاضر و با ظهور گروه های تکفیری در جهان اسلام، ضرورت تفاهم و تقریب مذاهب اسلامی، به خصوص شیعه و سنی بیشتر نمایان شده است. علت این مسئله را می توان در تفرقه و تشتت‌های به وجود آمده توسط کشورهای استعمارگر دانست؛ که باعث در انزوا قرار گفتن مسلمانان خواهد شد. مشکلی که نوشتار حاضر در پی پرداختن به آن است، چرایی ضرورت و موانع وحدت و گفتگوی مذاهب است. با پرداختن به آن ها، می‌توان راهبردهایی را استخراج کرد که وحدت و گفتگو به صورت عملی و تحلیلی مورد استفاده قرار گیرد.

مقدمه

امروزه وحدت اسلامی و اتحاد بین مسلمانان؛ به خصوص شیعه و سنی، از جمله اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین موضوعات در میان اندیشوران جهان اسلام به شمار می رود. این مسئله از چنان اهمیتی برخوردار است که رهبران جهان اسلام، آن را به مثابه یک مسئله استراتژیک معرفی نموده و همواره علما، روشنفکران، و آحاد امت اسلامی را به وحدت ذیل دستورات و آموزه‌های قرآن کریم و ارادت و محبت به پیامبر (ص) دعوت نموده اند. لذا، وحدت و اتحاد بین مسلمانان و پرهیز آنان از اختلاف و تفرقه، زمینه‌ای مساعد برای ایستادگی جمعی در برابر زورگویی‌های نظام سلطه و دفاع از منافع و حقوق جهان اسلام به شمار می رود.

نوشتار حاضر بر آن است که بحث وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، ارتباط محکم و وثیقی با انقلاب اسلامی ایران و نظام اسلامی دارد؛ و آن‌ را موضوعی قلمداد می کند که می‌تواند برای نظام اسلامی یک فرصت باشد. وقوع انقلاب اسلامی ایران موجب شد تا تشیع که تا پیش از پیروزی انقلاب، کمتر مورد توجه بود، اکنون هویت جهانی پیدا کند. از این‌روست که مشاهده می شود کشورهای غربی که گسترش تفکر سیاسی اسلام در بین مسلمانان را به منزله طلوع دوباره تمدن اسلامی و افول سلطه استعماری غرب بر جهان اسلام می‌دانند، به شدت احساس خطر کرده و به دنبال تفرقه‌افکنی بین مسلمانان؛ از جمله شیعه و سنی هستند. بنابراین، راهبرد اتخاذی از سوی بزرگان شیعه و سنی می‌بایست بر مبنای تقریب مذاهب اسلامی باشد تا تمام مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، امت واحده در برابر دشمنان اسلام شوند.

مفهوم شناسی وحدت

وحدت در لغت عبارت‌ است‌ از یگانه‌ شدن‌، یگانه‌ بودن‌ و اشتراک‌ گروهی‌ از افراد و اشخاص در یک‌ مرام‌ و مقصد (دهخدا، ۹/۱۱۶۰). به عبارت دیگر، اشتراک‌ همه افراد ملت‌ در آمال‌ و مقاصد که‌ مجموعه‌ای‌ واحد به‌ شمار می روند، را می توان وحدت نام گذاری کرد. همچنین در کتاب لسان العرب الوحده فی المعنی التوحّد؛ وحدت در معنا، یعنی یکی شدن. به عبارتی، اتحاد عبارت‌ است‌ از یکی‌ شدن‌، ‌یگانگی‌ کردن‌، یکرنگی‌، یکدلی‌، یک‌ جهتی‌ و هماهنگی. همچنین آمده است: صیروره الشیئین‌ الموجودین‌ شیئاً واحدا؛ دو چیز موجود به یک چیز تبدیل گردد (لسان العرب، ۳/۴۴۶).

وحدت در اصطلاح به معنی انفراد است. توضیح، آنکه واحد در اصل چیزی است که مطلقاً جزئی ندارد. بنابراین، آن در هر موجود به کار می‌رود. چون واحد وصف خدا آید، معنایش این می شود که: او کسی است که تجزی و تکثر در آن راه ندارد (قاموس قرآن، ۷/۱۸۷). نیز گفته اند منظور از «وحدت انسان‌ها»، توحید اعتقادی و دینی و کنار گذاشتن اختلافات فکری و اعتقادی و سلیقه‌ میان آن ها نیست، بلکه مراد از وحدت، این است که با حفظ این اختلافات، نسبت به هم همدلی پیدا کنند و به حقوق یکدیگر احترام بگذارند و مصالح متقابل را رعایت کنند. به سبب اختلافی است که در این معنای مصطلح به وجود آمده و برخی وحدت را به معنای کنار گذاشتن اصول و حتی اختلاف فکری و اعتقادی بنیادین همدیگر دانسته اند(کتاب العین، ۳/۲۸۰).

وحدت اسلامی

از مفاهیمی که اشاره بدان در بحث از ضرورت و موانع وحدت، لازم به نظر می رسد، مفهوم وحدت اسلامی است. وحدت اسلامی، یعنی اینکه مذاهب و گروه های مسلمان، یکدیگر را به طور صحیح شناخته و از مواضع فکری و اعتقادی متقابل به صورت آگاهانه مطلع شوند و در راستای حفظ و گسترش کیان و آموزه های اسلامی از نزاعی که قرآن کریم از آن نهی نموده است، دوری کنند. همچنین برای دفاع از ساحت مقدس قرآن کریم و اصول ثابت و مشترک اسلامی در برابر دشمنان مسلمانان، امتی متحد، تشکیل دهند.

مقصود از وحدت اسلامی چیست؟ آیا مقصود این است که از میان مذاهب  اسلامی، یکی انتخاب، و سایر مذاهب کنار گذاشته شود. یا مقصود این  است که مشترکات همه مذاهب گرفته، و مفترقات همه آن ها کنار گذاشته شود، و مذهب جدیدی بدین نحو اختراع شود، که عین هیچ یک از مذاهب موجود نباشد؟ یا اینکه وحدت اسلامی، به هیچ وجه ربطی به وحدت  مذاهب ندارد، و مقصود از اتحاد مسلمین، اتحاد پیروان مذاهب مختلف، در عین اختلافات مذهبی، در برابر بیگانگان است؟(مطهری، ۲). بدیهی است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب به یک مذهب، و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرف مفترقات آن ها که نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی، نیست. منظور این دانشمندان، متشکّل شدن مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان (همان، ۳). از نظر این گروه از علمای اسلامی، هیچ ضرورتی ایجاب نمی کند که مسلمین  به خاطر اتحاد اسلامی، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی  خود بنمایند. هم چنان که ایجاب نمی کند که مسلمین درباره اصول و فروع  اختلافی فیمابین، بحث و استدلال نکنند. تنها چیزی که  وحدت اسلامی، از این نظرایجاب می کند، این است که مسلمین برای  اینکه احساسات کینه توزی در میان شان پیدا نشود، یا شعله ور نگردد، متانت را حفظ کنند، یکدیگر را سبّ و شتم ننمایند، به یکدیگر تهمت  نزنند و دروغ نبندند، منطق یکدیگر را مسخره نکنند، و بالاخره، عواطف  یکدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند. و در حقیقت، لااقل حدودی را که اسلام در دعوت غیر مسلمان به اسلام، لازم دانسته  است، درباره خودشان رعایت کنند(همان، ۶-۷).

اتحاد اسلامی

از دیگر مفاهیم عمده در این بحث می توان به مفهوم اتحاد اسلامی اشاره کرد. مراد از اتحاد اسلامی و اخوت اسلامی که قرآن نیز بر آن تأکید دارد: «انّما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم»(حجرات، ۱۰). در حقیقت، التزام قلبی و عملی به مشترکات اسلام است و در عصر پیامبر (ص) مورد قبول همه بوده است. این آیه شریفه اشاره به این مهم دارد که همان اندازه که برای ایجاد صلح در میان دو برادر نسبی، تلاش و کوشش می کنید، باید در میان مؤمنان متخاصم نیز برای برقراری صلح و اتحاد، به طور جدی و قاطع وارد عمل شوید. همه مؤمنان، برادر یکدیگرند، و نزاع ودرگیری میان آن ها را درگیری میان برادران نامیده، که باید به زودی جای خود را به صلح و صفا بدهد(مکارم شیرازی، ۲۲/۱۷۷).

بر این اساس می توان ادعا کرد که همین مشترکات است که معیار اخوت اسلامی به شمار می رود. در واقع، هدف آن است که مسلمانان بر اساس اصول مشترک اسلامی در ابعاد مختلف عقیدتی، فقهی و اخلاقی خود را امت واحد بدانند و در سرنوشت یکدیگر سهیم باشند. مقصود از اندیشه تقریب بین مذاهب اسلامی، یکی کردن همه مذاهب نیست. تقریب باید بر پایه بحث و پذیرش علمی باشد تا بتوان با این اسلحه علمی به نبرد با خرافات رفت و باید دانشمندان هر مذهبی در گفت‌وگوی علمی خود، دانش خود را مبادله کنند، تا در یک محیط آرام بدانند، بشناسند، بگویند و نتیجه بگیرند.

وحدت شیعه و سنی

بعد از اشاره و پرداختن به مفاهیم مرتبط با بحث، اینک می بایست مراد از وحدت شیعه و سنی را تبیین کرد که در مفهوم قبلی نیز اندک اشارتی بدان شد. منظور از وحدت شیعه و سنی، کنار گذاشتن مسائل اختلافی و تکیه بر مشترکات و مبنا قرار دادن آن ها در تعامل با یکدیگر و در مسائل مربوط به جهان اسلام و صحنه بین المللی است. به گونه ای که مسلمانان فارغ از اختلافات و با پرهیز از تفرقه در مسائل جهان اسلام، به صورت هم سو و هم جهت حرکت کنند. به عبارت دیگر، اختلافات نباید مانع از اخوت اسلامی و وحدت صفوف مسلمین شود(جعفریان، ۱۲۴).

 بنابراین، می توان این گونه بیان کرد که معنای اتحاد شیعه و سنی، دست برداشتن و کوتاه آمدن از اصول و اعتقادات مذهب خویش نیست، بلکه در عین وجود اختلافات، زمینه تعامل و جهت گیری یکسان در مسائل کلی و بین المللی در میان آن ها وجود دارد. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد. منظور از وحدت، یکپارچگی و همزیستی مسالمت آمیز است.

به تعبیر دیگر، اختلاف در بعضی از اعتقادها و احکام و اختلاف منابع، که نتیجه طبیعی اجتهاد و تفکر آزاد است، نباید موجب جدایی و دوری قلب های مسلمانان از یکدیگر شود، بلکه باید همه فرقه های اسلامی با کمال شرح صدر و وسعت نظر، عقاید و افکار یکدیگر را درک و تحمل نمایند و در عین حال که در صحنه کاوش و تحقیق و بحث و استدلال در فضای علمی تلاش می کنند، در عرصه زندگی اجتماعی و تعامل با توجه به مصالح مسلمین، با سماحت، یکدیگر را درک و به عناصر مهم تشکیل دهنده وحدت توجه و در راه تحقق آن بکوشند(سبزیان، ۳۹).

بنابراین، مراد از وحدت، برداشتن موانع و پیشگیری از اموری است که باعث جدایی، کینه و دشمنی میان مسلمانان می گردد. از طرفی، دست دشمنان اسلام بر آنان دراز می شود و از طرف دیگر در درون خود گرفتار می شوند و از حرکت و پیشرفت و رفع فقر و جهل و حل مشکلات جامعه باز می مانند و به خود مشغول می شوند، عقل دینی و خرد جمعی حکم می کند که، حفظ آرمان های اصلی، مهم تر از منازعات و دعواهای بخشی نگر است(شهیدی، ۶۳).

ضرورت وحدت و گفتگو

با توجه به آنچا در ایضاح مفهومی و پرداختن به مفاهیم عمده در این بحث بدان اشاره شد، وحدت میان مسلمانان که زمینه ساز متقابل گفتگو می باشد، ضروری به نظر می رسد. جوامع امروزی چند مذهبی، چند ملیتی و چند فرهنگی، بدون گفتگو و همکاری مشترک قادر نیستند تا مایه خیر و برکت برای انسان ها و اجتماعات باشد. ضروری است گفتگو به عنوان برکتی از جانب خداوند، محور زندگی و فعالیت همه ادیان و مذاهب مختلف قرار گیرد. آنچه به زندگی روزمره انسان ها و در فعالیت و روابط آن ها قوت بخش و باعث استحکام و ماندگاری و تعامل دوجانبه و چندجانبه آن هاست، گفتگوست.

گفتگو، محور شناخت

در ضرورت و اهمیت گفتگو بین مذاهب می توان گفت با گفتگوست که شیعه و سنی به این درک مشترک می رسند که آن ها نه تنها خدای واحد و یگانه را می‌پرستند، قرآن و پیامبر مشترک دارند، بلکه دارای نقاط مشترکی هستند که به جای دور کردن و تفرقه بین آن ها موجب نزدیکی بین آن ها می شود. در حقیقت، پیروان مذاهب مختلف به طور عام، و شیعه و سنی به طور خاص، به تبعیت از اصل مهم و ضروری گفتگو، اقدام به برگزاری گردهمایی ها، دیدارها و کلاس های درس و مطالعات می کنند تا به شناخت بهتر از یکدیگر نائل شوند و بر اساس این شناخت بر ارزش های معنوی مشترک تأکید کنند.

علاج اصلی، برای امروزِ دنیای اسلام، «اتحاد» است؛ علما و روشنفکران اسلام می‌بایست منشور وحدت اسلامی را تنظیم کنند؛ منشوری تهیه کنند تا آدم کج فهمِ متعصبِ به فرقه ‌های اسلامی، نتواند آزادانه، جماعت کثیری از مسلمانان را متهم به خروج از اسلام کند؛ تکفیر کند (بیانات رهبری، ۱۷/۱/۸۶).

موانع وحدت و گفتگو

بحث از موانع وحدت و گفتگوی مذهبی، همواره از مهم ترین محورهای بحث میان شیعه و سنی بوده است؛ به گونه ای که بزرگان هر دو مذهب، شناسایی این موانع را پایه گذار مراحل بعدی و در نهایت، ایجاد گفتگو بین دو مذهب قلمداد می کردند.

اختلاف و تفرقه میان مسلمین

از اصلی ترین موانع وحدت و گفتگو که این نوشتار هم بیشتر بر آن تأکید دارد، اختلاف و تفرقه میان مسلمانان است که مانع وحدت بین آن ها شده و یا هست. یکی از فعالان برجسته عرصه و گفتگوی مذاهب معتقد است اگر همه مسلمانان؛ اعم از شیعه و سنی بر این نکته مهم واقف شوند که این امت در جهانی به سر می‌برد که تحت سلطه‌ استکبار جهانی بوده و به راحتی تن به اختلافات جزئی نخواهند داد و بر سر مشترکات، به گفتگو خواهند پرداخت (ادریس هانی).

بحث اختلاف و تفرقه بین مذاهب اسلامی، نه برای امروز، بلکه از دوران های پیشین نیز در میان امت اسلامی و در میان مذاهب اسلامی وجود داشته و مانع از گفتگوی مذهبی بین آن ها بوده است؛ برخی بر آن بودند که این مشکل را به گونه ای حل کنند. چنان که برای نمونه علامه محمد حسین کاشف‌الغطاء، که به حق یکی از منادیان اصلی وحدت و گفتگوی بین مذاهب بود، با نگارش کتاب هایی چون الدین و الاسلام، المراجعات و مقالاتی چون جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی و مقاله الاجتهاد فی الشریعه در مجله رساله الاسلام، نقش بسیار مهمی در ایجاد وحدت میان مسلمین؛ اعم از شیعه و سنی ایفا کرد.

کاشف الغطاء در مقدمه ای که برای کتاب اصل الشیعه و اصولها نوشته، به ضرورت وحدت اشاره کرده است. وی در این مقدمه، ضمن تبیین اهمیت وحدت و ضرورت آن در نگاه عقلای جهان، به تلاش مصلحانی که پیش از وی منادی وحدت بودند، نیز اشاره و از تلاش های آن ها تجلیل کرده است. به باور کاشف‌الغطاء «امروز، بیماری خطرناک مسلمانان، پراکندگی و عدم انسجام آن هاست و تنها داروی حیات بخش برای آن ها و همین طور برای گذشتگان، اتحاد و اتفاق و همکاری با یکدیگر و به دور افکندن تمام عوامل عداوت و کینه و دشمنی بوده و خواهد بود»(کاشف الغطاء، آیین ما، ۴۲-۴۱).

وی همواره خواهان کنار گذاشتن اختلافات و تفرقه از سوی مسلمانان و متحد شدن آن ها در برابر دشمنان بود تا بدین وسیله دشمنان نتوانند از اختلاف میان مسلمین سوء استفاده کرده و به دین اسلام ضربه بزنند. وی که همواره تأکید می کرد که اسلام بر دو پایه استوار است: کلمه توحید و توحید کلمه، به طرق مختلف، پیام های دعوت کننده به وحدت خویش را به مسلمانان یادآور می شد. در یکی از پیام های این مرجع شیعی وی هدف خود را از وحدت و تقریب میان مسلمانان، نزدیک کردن مسلمانان به یکدیگر و کنار گذاشتن اختلافات فقهی بیان می‌کند (بی آزار شیرازی، ۸۸).

کاشف‌الغطاء با تبیین اتحاد و وحدت میان فرقه های اسلامی و میان مسلمانان، بر جدی گرفتن این مسئله از سوی مسلمین تأکید شدید داشت. تا آنجا که جنگ های صلیبی، حمله مغول ها به امپراطوری اسلامی و نفوذ استعمار نوین غربی در جهان اسلام را معلول فقدان اتحاد میان مسلمانان می‌دانست. در نتیجه، تلاش وی در دفاع از تشیع و شناساندن آن نیز به انگیزه از بین بردن و زدودن غبارهای سوء تفاهم میان دو مذهب بزرگ اسلامی و نزدیک تر ساختن آن ها بود(رجبی، ۳۸۶).

 وی که دلسوزانه، قضیه وحدت و اتحاد اسلامی را میان مذاهب اسلامی و کشورهای اسلامی دنبال می نمود، با بیان این مطلب که اگر مسلمانان، همدست بودند، این همه ممالک بزرگ را از دست نمی دادند و هفت دولت بزرگ اسلامی در برابر ملتی کوچک شکست نمی خورد. اختلاف و جدال میان مسلمین را در شرایطی که دشمنان از هر سو مسلمانان را احاطه کرده اند، حرام می دانست و معتقد بود: بر تمام فرق اسلامی لازم است که جدال ها و اختلافات را کنار گذارند؛ چه اگر این عمل ذاتاً حرام نباشد، مسلّماً در این زمان که دشمن از هر طرف، ما را احاطه کرده، حرام است(بی آزار شیرازی، ۹۰-۸۹).

نکته مهمی که در بحث از دیدگاه این منادی بزرگ گفتگوی مذهبی پرهیز ایشان و توجه وی به وحدت های صوری و تشریفاتی بود که مورد نکوهش و مذمت بود. چنان که ایشان به یکی از تجمعات برای ایجاد وحدت در شهر قدس با عنوان مؤتمر بزرگ اسلامی اشاره کرده و می نویسد: در آن روز، جمعی از بزرگان جوامع اسلامی برای بررسی مسائل مهم و حیاتی مسلمین و مبادله مراتب دوستی و محبت، بدون توجه به اختلاف مناطق جغرافیایی و نژاد و ملیت و مذهب، در آنجا گرد آمده بودند.

اجتماعی که در نوع خود، بی نظیر و چشم تمام مسلمانان به آن دوخته شده بود، ولی علی رغم این مجاهدت ها و فداکاری ها که این بزرگان برای نیل به هدف مذکور و پاشیدن بذر اتحاد در افکار عمومی مسلمانان به امید این‌که روزی نهال برومندی گردد و همه از ثمرات لذت بخش آن، بهره مند شوند، هیچ ثمره ای عاید نشد (کاشف الغطاء، ۴۳-۴۲). علی رغم این همه رؤیاهای شیرین، تنها به سخن بسنده شد و هیچ قدم مثبت عملی و مفیدی برداشته نشد. تنها به ظواهر پرداختیم و از حقایق دور ماندیم. از هر چیز به پوست آن راضی شدیم و به مغز اهمیت ندادیم. به عکس نیاکان ما، همان مسلمانان فعال و پرجنبشی که قبل از آنکه بگویند، عمل نشان می دادند و پیش از آنکه حرف بزنند، تصمیم می گرفتند (همان، ۴۴).

همان طور که از سخنان کاشف‌الغطاء بر می آید، ایشان نسبت به وحدت های صوری و شکلی واکنش نشان می دهد و از همه مسلمانان می خواهد تا به وحدت عملی دست یابند و از تفرقه و جدایی بپرهیزند. قرآن کریم هشدار شدیدی درباره اختلاف میان مسلمین داده و می‌فرماید: إِنَّ الَّذینَ فَرَّقُوا دینَهُمْ وَ کانُوا شِیعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فی  شَی ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ (انعام، ۱۵۹) «ای پیامبر! کسانی که در دین خدا جدایی افکندند و به گروه های مختلف و متخاصم تبدیل شدند، هیچ رابطه‌ای با تو ندارند». یعنی راه و رسم آن ها به کلی از راه و رسم تو جداست، آیین تو آیین وحدت و برادری و اخوت و محبت است؛ نه آیین خشونت و اختلاف. و وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ* مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً (روم، ۳۱ و ۳۳) «از مشرکان نباشید همان ها که در دین خود جدایی افکندند و به گروه های مختلف و متخاصم مبدل شده‌اند»؛ یعنی اختلاف در میان مسلمین، همانند شرک به خداست.

راهبردهای وحدت و گفتگوی بین مذاهب:

در بحث از راهبردها پرسش اساسی و مهم این است که: اتخاذ چگونه موضعی از سوی ما، به عنوان افرادی که پیرو دین و یا مذهبی هستیم، نسبت به آنان که بر راه و روش دین و مذهب دیگری هستند، شایسته است؟ بدیهی است که هر پاسخی به این پرسش در مقام نظری، سرنوشت موضع پیروان یک دین و مذهب را در نوع رفتار، اقدام و عمل تعیین خواهد نمود. با یک دسته بندی کلی از مباحث مختلف مطروحه در این باره و با استخراج نظرات بزرگان و متفکران ادیان و مذاهب مختلف، سه نوع پاسخ به پرسش فوق، قابل تصور است:

الف) تقابل؛ به مفهوم ردّ مطلق اندیشه دیگر و سپس ردّ قائلین به آن اندیشه، از رایج ترین پاسخ ها به این پرسش است.

در این شکل از تفکر، پیروان یک دین و مذهب (یا اصولاً یک اندیشه)، قوام و تثبیت اندیشه خود را منوط به حذف اندیشه های (نادرست) دیگر یا اندیشه های مزاحم یا رقیب می دانند، یا حداقل این حذف را در راستای تحکیم موضع خود، عملی مفید قلمداد کرده، آن را نشانی از وفاداری کامل به اندیشه خود قلمداد می کنند. در این موضع؛ یعنی موضع تقابل، آنچه مطرح است، کاستن از حجم گستره نظام فکری دیگر و افزودن به گستره خودی از هر طریق و شیوه ممکن است.

 در اینجا گفتگو با دیگری مطرح نیست، یا تنها در حدی موضوعیت می یابد که بتوان از آن به عنوان روشی در راستای کاستن و افزودن فوق سود برد. در نتیجه چنین تفکری، به پیروان دیگر ادیان به چشم دشمنان بالقوه ای خواهد نگریست که در صورت فعلیت، حذف فیزیکی خود وی را در پی خواهند داشت. این شیوه فکری، در آنجا به عملی خواهد انجامید که قائلین به آن، از دو دین یا فرقه گوناگون در کنار یکدیگر قرار گیرند.

ب) تحمل؛ نیز پاسخی دیگر به جهان کثرت زده فکری بوده است. در این نگرش، نباید با متفکران مذهب رقیب، مقابله حذفی داشت؛ چرا که شرایط و یا قوانین حاکم اجتماعی چنین اقتضا می کند. برای ایجاد جامعه ای آرام و جهانی مورد پسندتر، برای ایجاد زمینه زندگی آرام و بی نزاع خودمان و به منظور عدم تحریک افکار عمومی، از حق مسلّم خود مبنی بر حذف ایشان گذشت کرده، به تحمل ایشان تن در می دهیم و با اکراه برای ایشان، حق حیات و برخی حقوق شهروندی قائل می شویم. بدیهی است که این شیوه فکری، تقابل را نه تنها نفی نمی کند، بلکه خود نیز اگر موانعی اجتماعی و سیاسی وجود نداشته باشد، به سطح آن فرو می غلتد.

 ج) همزیستی میان پیروان اندیشه های گوناگون، سومین نوع پاسخ و واکنشی دیگر به پرسش مورد نظر است. در این دیدگاه، قائلین به  اندیشه های گوناگون، اولاً نه تنها همجواری و همراهی و یگانگی را بر تقابل و رویارویی ترجیح می دهند، که آن را از نعمات و آیات الهی می بینند. ثانیاً این همراهی و همزیستی، نه از سر اجبار و اکراه یا تجمل اجتماعی، که از اعتقادی ژرف و اعتمادی قلبی بر می خیزد. به راهبردهای مهمی اشاره کرد که در بحث گفتگوی مذهبی می توان از آن ها استفاده  کرد؛ ۱) حضور در عبادات و شعائر مذهبی اجتماعی که در ذیل نماز جماعت، نماز جمعه و عیدین، تأکید بر فریضه حج، تأکید بر امر به معروف و نهی از منکر، تحقق می‌پذیرفت؛ ۲) تأکید بر روابط اجتماعی و عاطفی و اخوت دینی در میان مسلمانان؛ ۳) مدارا و اخلاق‌مداری در برخورد با مخالفان که در این موارد صورت می‌گرفت: ۴) خوش خلقی و ملایمت؛ ۵) پرهیز از پرخاشگری و ناسزاگویی؛ ۶) رعایت ملاحظات عاطفی و مذهبی مخالفان؛ ۷) تأکید بر رعایت حقوق اجتماعی و مدنی(آقانوری، ۳۵).

نتیجه گیری

از جمله نتایج و دستاوردهای پژوهش حاضر می توان به ارائه الگوی متقابل وحدت- گفتگو اشاره کرد. در این مدل، چنان که بدان اشاره شد، پرداختن به ضرورت وحدت و موانعی که مانع وحدت میان مذاهب اسلامی می شود، می تواند به عنوان پایه و اساس گفتگوی بین مذاهب مورد توجه قرار گیرد. اگر با احصای مشکلات و موانع موجود در میان راه وحدت میان امت اسلامی، به حل آن ها انجامیده شود، می توان به راهبرد گفتگو به مثابه یکی از محورهای اساسی برای وحدت میان شیعه و سنی نظر کرد؛ چنان که در دوره اخیر و از سوی بزرگان شیعه و سنی، محافل و مجالس این چنینی تشکیل شده و بر گفتگوی بین یکدیگر تأکید ورزیده و این را به عرصه عمل کشانده اند.

این عرصه چشم انتظار مطالعات و تحقیقات نظری بسیاری است که هر یک می تواند بخشی از آن را حل و فصل کند و به وحدت حقیقی و نه صوری میان مذاهب اسلامی منجر شود و از اختلافاتی که باعث چشمداشت دشمنان اسلام شود، جلوگیری گردد.

مراجع

قرآن کریم.
آقانوری، علی، (۱۳۸۷)، امامان شیعه و وحدت اسلامی، قم: دانشگاه ادیان و مذاهب.
آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین، (۱۳۷۵)، آئین ما، قم، انصاریان.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى  در دیدار کارگزاران نظام، ۱۷/۱/۱۳۸۶٫
رجبی، محمدحسن، (۱۳۷۹)، علمای مجاهد، قم، مکتب اسلام.
سبزیان، علی اکبر، (۱۳۸۶)، منشور اتحاد ملی و انسجام اسلامی، قم، انتشارات خادم الرضا.
قاموس قرآن، (۱۴۲۱ق )، دمشق، دارالصادر.
قانون اساسی، (۱۳۸۸)، گردآوری منصور جهانگیری، تهران، میزان.
کاشف الغطاء، منادی وحدت،  (۱۳۸۴)، گفتگو با عبدالکریم بی آزار شیرازی، قم، آوای بیداری.
کتاب العین، (۱۳۸۸ق )، بیروت، التراث.
لسان العرب، (۱۴۰۹ق )، مصر، دار الالحیاه.
مطهری، مرتضی، (۱۳۸۹)، شش مقاله، تهران: صدرا.

مکارم شیرازی، ناصر، (۱۳۸۲)، نمونه، قم، امیرالمومنین.

نویسنده:

سیدجواد میرخلیلی: دانش‌آموخته حوزه علمیه، دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی

فصلنامه حبل المتین شماره ۱۰

انتهای متن/

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.

خبر کو , پویش آخرین اخبار ایران و جهان | آخرین اخبارایران و جهان با پویشگر خبرکو